فرهنگ ایرانی

تاریخچه دین در ایران از زمان باستان تا امروز

ادیان ایرانی: نقش فروهر زرتشتیان

ادیان و اعتقادهای باستانی ساکنان خاور باستان خورشید، ماه، ستارگان، باران، آب، رودخانه، چشمه، گاو، شتر، اسب و نیز مقوله های متضادشان چون تاریکی، آذرخش، ابر، زمستان، مار، عقاب، گرگ و غیره را می پرستیدند تا از آسیب های آنان در امان باشند. دین در ایران باستان نیز از این قاعده مستثنا نیست.

ایرانیان تحت تاثیر افسون خوانی، جادو و طلسم سامیان، بابلیان و آشوریان بودند، زرتشت برعلیه این خرافات و اعتقادهای بومیان فلات ایران چون پرستش خورشید و ماه و ستارگان برخاست، ایرانیان باستان به ثنویت، زندگی پس از مرگ و پاداش کارهای انسان معتقد بودند. آریایی ها نیز به آنیمیزم و فتیشیزم اعتقاد داشتند. تاثیرهای این اعتقاد ها هنوز هم در اعتقاد ها و خرافات ایرانیان امروزی قابل مشاهده است.

اعتقادهای ملت های گوناگون آنچه که به طور حتم در مورد دین “عیلامیان” بر ما روشن است این واقعیت می باشد که آنها به خدای بزرگی به نام شوشیناک اعتقاد داشتند. سکا ها بسیار متمدن و مذهبی بودند و به یک قدرت آسمانی معتقد بودند، اما بت های مختلفی نیز داشتند.

ادیان ایرانی در زمان آریائیان

“آریائیان” به مجموعه ای از وجودهای نیکو معتقد بودند که گنج های طبیعت را به انسان ها هدیه کرده بودند و مهم ترین آنها نور و باران بودند. آنها به مجموعه ای از وجودهای بد نیز معتقد بودند که با وجودهای نیکو مبارزه می کردند و سعی می نمودند که مانع از رسیدن انسان ها به سعادت می شوند . به طور کلی، با بررسی دین در ایران آن زمان، در می یابیم که اعتقادهای آریائیان، آنان را در مقایسه با بابلیان و آشوریان به اخلاقیات بهتری سوق می داد.

آنها بیشتر بر روی ترکیبی از تلاش و عمل انسان با صداقت و درستی تکیه می کردند. آریائیان میترا (ایزد بانوی خورشید) ، اشی ( ایزد بانوی باروری و ازدواج)، ورثرغنه (ایزد حمله و پیروزی) ، مزدا (خدای بزرگ ایرانیان متمدن و اسکان یافته در ناحیه های شرقی و غربی )، و ایزدان و ایزدبانوهای بسیاری را می پرستیدند.

ادیان ایرانی در زمان مادها و هخامنشیان

دین “مادها” بسیار شبیه دین هوریان و آشوریان بود، بویژه بنا بر ابوالهولان مکشوفه در منطقه های ایشان. مغ ها برای مادها و بعدها پارسیان مراسم مذهبی برگزار می کردند. در دوره هخامنشیان، کلیه ملت های تحت حکومت “پارسیان”، آزاد بودند تا به هر دینی اعتقاد داشته باشند و پادشاهان هیچ دینی را دین رسمی اعلام نمی کردند. عامه مردم به چهار عنصر مقدس معتقد بودند : نور، خاک، آب و هوا.

هنگامی که کورش کبیر نبوکد نصر را شکست داد، اسیران یهودی بابل توسط پادشاه پارسی آزاد شدند و به کمک او به اورشلیم باز گشتند تا معبدشان را بازسازی کنند. شکی نیست که یهودیان بقای خود را مدیون ایرانیان هستند. طبق کتاب عهد عتیق، گروهی از آنان در حدود سده هشتم پیش از میلاد مسیح به ایران مهاجرت کردند. لیکن وزیر خشایار شاه بعدها به آنان جفا رسانید.

ادیان ایرانی در زمان پارتی ها، سلوکیان و ساسانیان

دین “پارتیان” آمیخته ای از دین های آریائیان پیش از هخامنشیان، زرتشت و سلوکیان تحت تاثیر یونانیان بود. میترائیسم در ادیان ایرانی بین مردم بیشتر مورد پسند بود. پس از حمله اسکندر به ایران و سلسله سلوکیان تا دوره پارتیان، دین بودا نیز در ایران پیروانی یافت و در حدود پایان دوره سامانیان، اعتقاد به این دین متوقف شد.

در زمان ساسانیان، پادشاهان دین زرتشت را دین رسمی کشور اعلام کردند. کتاب مقدس زرتشتیان (اوستا) در نتیجه حمله عرب ها از بین رفت، اما بعدها بخشی از آن جمع آوری و بازنویسی شد. این کتاب به زبان پهلوی نوشته شده بود. بعدها، این کتاب در قالب کتابی به نام زند تفسیر شد. پازند نیز پس از آن به نگارش در آمد تا زند را به زبان فارسی دری توضیح دهد. در طی تاریخ، زرتشتیان همواره به سه اصل اعتقاد داشته اند: اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک.

در خلال نیمه نخست سده سوم میلادی، یک نجیب زاده ایرانی به نام مانی دین مانوی را پایه گذاشت و پیروانی از سوریه، مصر، شمال آفریقا تا فرانسه و اسپانیا و نیز داخل ایران یافت. در نیمه دوم همان سده، او در زندان ساسانیان کشته شد. او شش کتاب به زبان پهلوی و آرامی شرقی نوشت.

مزدک جنبش مذهبی سیاسی خود را در حدود اواخر سده پنجم و اوایل سده ششم میلادی آغاز کرد. او هنگامی که در یک جلسه مباحثه سلطنتی شرکت کرده بود ، به قتل رسید . مرگ او موجب پدید آمدن احترام بسیاری برای دیں وی و نیز دین زرتشت گردید.

در پایان دوره ساسانیان، یهودیان دیگری نیز به یهودیان ایران پیوستند . تعداد مسیحیان در زمان پارتیان و به ویژه در زمان ساسانیان و رومیان در ارمنستان افزایش یافت. آیین زروان ، اعتقاد به خدایی به نام زروان ، چندان با آیین زرتشت متفاوت نیست. این آیین همزمان با دین زرتشت در طی دوره ساسانیان رواج داشت . این دین مانند دین مانی، مزدک و مسیحیت، در زمان مسیحیان ممنوع اعلام شده بود و طرفدارانش تحت جفا قرار می گرفتند. پس از هجوم عرب ها، زرتشتیان ایران به سه گروه تقسیم شدند:

۱) آنهایی که به اسلام گرویدند،
۲) آنهایی که تمایل به دین اسلام نداشتند و ناچار به هند مهاجرت نمودند ، و
۳) آنهایی که در وطن خود باقی ماندند، دین شان را حفظ کردند و به ناچار مالیات اضافه پرداخت کردند (جزیه) .

اعتقادات ایرانیان پس از حمله اعراب

دین در ایران پس از اسلام: حرم امام رضا در مشهد

دین زرتشت از ۱۶ سده پیش دستخوش تحول های بسیاری گشت، اما دکترین اصلی آنها دست نخورده باقی ماند. هنگامی که اسلام پا به عرصه وجود گذاشت، دو قدرت نیرومند در جهان حکم می راندند: رومیان و ایرانیان. ساسانیان از عرب هایی که یک دین جدید آورده بودند ( اسلام ) شکست خوردند.

پس از آن که از جانب خدا به حضرت محمد (ص) وحی رسید تا مردم را به پرستش یک خدای واقعی دعوت نماید، او پیامبری بود که ادعا می کرد دستور خدا را به جا می آورد و سه سال آن را به دور از انظار عمومی پیروی کرد. سپس، در ملا عام مردم را دعوت می نمود. او پس از سال های متوالی زندگانی دشوار و تحمل جفاها، تصمیم گرفت که از مکه به مدینه هجرت نماید.

هشت سال بعد، او در حالی که ارتش بزرگی از مسلمانان را رهبری می کرد، به مکه باز گشت. حضرت محمد (ص) در طی دوران زندگی اش عرب های شبه جزیره را متحد کرد و دولت مذهبی نیرومندی را بنیان گذاشت که بعدها مرزهایش را سمت شرق، غرب و شمال گسترش یافت.

سرانجام ، اسلام مبدل به یکی از پرطرفدار ترین دین های سراسر جهان گردید. اکثریت مسلمانان جهان سنی مذهب هستند، حال آن که اقلیتی از آنان را شیعه مذهبان تشکیل می دهند. پیروان شاخه اخیر، اکثریت مسلمانان ایران را در حال حاضر تشکیل می دهند. مسلمانان شیعه پسرعموی حضرت محمد (ص)، حضرت علی (ع) و پسران او را به عنوان جانشینان وی به جای خلیفه ها پیروی می کردند. بنابراین، ایرانیان امروز نظام امامت را برگزیده اند، هر چند که اکثریت مسلمانان ایرانی آن زمان را نیز سنی مذهبان تشکیل می دادند.

اعتقادات ایرانیان پس از اسلام

بعدها در دوره “مغولان”، مسیحیان توسط نخستین پادشاهان ایلخانی مورد لطف قرار گرفتند، اما پادشاهان بعدی همان دوره به جفای آنان پرداختند. کلیسای نسطوری در افسس آغاز به فعالیت نمود، در مرز بین امپراتوری های ایران و روم رشد کرد، پیروان بسیاری در ایران پیدا نمود و تاثیر بسیاری بر مسیحیان سده های بعدی در ایران گذاشت.

تهاجم مغولان به ایران به نوعی آزادی در انتخاب دین در ایران انجامید. در نتیجه ، خلافت عباسیان در ایران به پایان رسید و شاخه تشیع در ایران شروع به رشد کرد. عرفان نیز تاثیر گذاری خود بر بسیاری را در طی سلسله ایلخانیان شروع نمود. در زمان صفویه ، زرتشتیان دوباره مجبور شدند که مالیات های ویژه ای بپردازند، زیرا به دین اسلام نگرویده بودند. به علاوه، برخی از مالیات ها که بر روی فعالیت های تجاری آنان قرار داده شده بود، به مراتب بیشتر از مالیات هایی بود که مسلمانان پرداخت می کردند.

شاخه تشیع به دو زیر شاخه تقسیم شده بود: شیعه دوازده امامی و شیعیان اسماعیلیه. زیر شاخه نخست تا زمان صفویان که به عنوان مذهب رسمی اسلام در ایران اعلام گردید، روز به روز قوی تر گشت. این موضوع زمانی اتفاق افتاد که اکثریت ایرانیان سنی مذهب بودند. اما، به دلیل آن که عثمانیان سنی مذهب بودند، نخستین پادشاه صفوی (شاه اسماعیل)، می خواست کل ملت را بر علیه تهدید خارجی متحد سازد.

در داخل کشور، با یهودیان و زرتشتیان رفتار عادلانه ای نمی شد. مزیت هایی که نصیب مسیحیان شده بود، قدری نیز بیشتر از زرتشتیان بود. بعدها در طی دوره شاه عباس اول، تعداد زیادی از مسیحیان به ایران مهاجرت نمودند. در طی سلسله “افشاریه، نادر شاه دوره ای را به ارث برد که در آن سیاست با دین آمیخته بود. او سعی می کرد که با احترام گذاشتن به دکترین تشیع و زیارتگاه مقدس امام هشتم، امام رضا (ع)، در مشهد، دل های مردم را به دست آورد.

در زمان سلسله افشاریه ، کاشان برای ایرانیان یهودی و روحانیون ایشان مبدل به اورشلیمی کوچک شده بود. تجارت نیز موجب شکوفایی شهر گشته بود و ثروت بسیاری در زمان نادر در آنجا پدید آمده بود. کریمخان، سر سلسله دوره “زندیه”، آزادی بیشتری به غیر مسلمانان داد. او به دین احترام می گذاشت، اما به روحانیان مسلمان اجازه نمی داد که به طور جدی در سیاست مشارکت جویند.

جامعه ایرانی تحت حکومت سلسله “قاجاریه” دارای گرایش های دینی بود. اخلاق خانواده، تجارت و تعامل های اجتماعی همگی مبتنی بر اسلام بودند. پادشاهان قاجار بیش از هر دوره دیگری از تاریخ ایران، توجه بسیاری به شهادت امام حسین (ع) و مراسم یادبود وی مبذول داشتند.

زرتشتیان و مسیحیان تحت فشار چندان زیاد دولت نبودند، اما با یهودیان رفتار مشابهی نمی شد. آنها را براحتی مجبور به پرداخت مالیات های بیشتر و بیشتری می کردند. شاخه تشیع در اسلام خود به زیر شاخه های فراوانی تقسیم شده است، اما امروز شاخه دوازده امامی اکثریت مسلمانان ایرانی را به خود جلب کرده است. تعداد سایر شاخه ها به تدریج رو به کاهش می باشد.

خلاصه آن که با بررسی تاریخ ایران، می توان براحتی نتیجه گرفت که دین در ایران همواره نقش کلیدی داشته است. هم در گرایش های مردم و هم در نظام حکومتی دولت ها در دوره های مختلف تاریخی، تقریبا كليه جنبه های زندگی ایرانیان تحت تاثیر یا غیر مستقیم دین شان بوده است. با معاشرت چند دقیقه ای با مردم، مصاحبت با آنان در مورد هر موضوعی و مشاهده ایشان در حین انجام کارهای روزمره شان قطعا می توان این واقعیت محض را متوجه شد.

رحمان محرابی

رحمان محرابی بنیانگذار و پژوهشگر اصلی وب سایت "دستی بر ایران" است. او با بیش از 20 سال سابقه در زمینه گردشگری و ایرانگردی، دانسته ها و تجربیاتش را در این وب سایت در اختیار علاقمندان می گذارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا