فرهنگ ایرانی

تاریخ و مهارت هنر مینیاتور در ایران

تاریخ و مهارت هنر مینیاتور، میراث ناملموس ایران ثبت یونسکو

می توان گفت که تاریخ هنر مینیاتور در ایران با مانی آغاز می شود. مهارت هنر مینیاتور ایرانی از جمله میراث فرهنگی ناملموس ایران می باشد که توسط یونسکو به ثبت جهانی رسیده است. بر اساس پیکرها و نقش هایی که در سده سوم میلادی، مانی در کتابش به تصویر در آورده است ، او را پیشگام این سبک از نقاشی می شناسیم. مانی در زمان ساسانیان خود را به پیامبر معرفی کرد و کتابی تصویری به نام ارژنگ ارائه نمود.

او دارای سبک خاص خود در نقاشی بود که ویژگی آن را جزئیات فراوان پیکرها و نقش ها تشکیل می داد. پس از آن، مدت زمانی طولانی هیچ گونه اثری از این هنر در هیچ یک از شکل های هنری یافت نشده است. در طی دوران اولیه پس از اسلام و پس از فروپاشی حکومت ساسانیان، بنا بر شواهد مکتوب، تاثیرهای هنر ساسانی را می شد در نقاشی های سده های هفتم تا دوازدهم میلادی مشاهده نمود. البته هرچند که خلیفه های متعصب به تصویر در آوردن پیکرهای انسانی را منع کرده بودند، لیکن تاثیرهای بن مایه ها و مفهوم های آسیای میانه قابل مشاهده بودند.

تاریخ هنر مینیاتور در نقاشی های سلجوقیان

مینیاتورهای دوره سلجوقیان نشانگر نوعی ادراک و اسلوب واحد می باشند. در آن زمان نمایش تصویری به قدری قوی بود که گسترش خود را به آن سوی مرزهای جغرافیایی و به درون ملت های تحت سلطه سلجوقیان آغاز نمود . این سبک دو خصیصه عمده داشت :

  1. صورت های تمام رخ گرد با دهان تنگ و چشمان اریب، و
  2. یک سبک کاملا دمگیری شده در ارائه هیکل ها، گیاهان، جانوران و چشم اندازهای طبیعی .

تاریخ هنر مینیاتور در نقاشی های ایلخانیان

پس از هجوم ویرانگرانه مغولان، به تدریج دربار ایلخانیان در شمال غرب ایران دست به کار ترویج موضوع های سنتی، هنری و فرهنگی شدند. در خلال آن دوره، نسخه های خطی و تصویری بسیاری در زمینه های جانور شناسی، گیاه شناسی، و تاریخ خلق شدند. سبک های مختلفی در بغداد، تبریز و شهرهای دیگر به وجود آمدند که هیچ ارتباطی به سبک های سلجوقی نداشتند.

تاریخ این هنر در نقاشی های جلایریان

پس از ایلخانیان، سلسله جلایریان نه تنها مینیاتور را در تبریز و بغداد (دو پایتخت خودشان)، بلکه در شیراز و سایر شهرهای ایران نیز ترویج نمودند. اسلوب نقاشی در هریک از این شهرها با اسلوب موجود در شهرهای دیگر متفاوت بود.

نقاشی های این سبک در دوره مظفریان

سلسله مظفریان نیز که در بخش هایی از عراق امروزی و استان فارس ایران حکم می راندند، اسلوب های جدیدی دست یافت.

بنابراین، پس از فروپاشی سلجوقیان، در خلال مدت زمانی که از آن هنگام تا هجوم تیمور لنگ ادامه داشت، مینیاتور رشد و نمو کرد و مکتب های مستقل فراوانی نظیر مکتب تبریز، مکتب بغداد، مکتب شیراز و مکتب مظفریان پدید آمدند. بسیاری از داستان ها و شعرهای ایران باستان که اثر مشاهیری چون فردوسی، نظامی، حافظ، سعدی، جامی و غیره بودند، علاوه بر کتاب های هنری، در قالب نسخه های خطی و تصویری نیز خلق شدند.

تاریخ نقاشی های مینیاتور در دوره تیموریان

در نتیجه هجوم تیمور، مرکز سیاسی و هنری ایران به شمال شرق کشور منتقل شد. سمرقند و خراسان هنرمندان بسیاری را به سوی خود جلب نمودند. یکی از متمایزترین اسلوب هایی که در طی آن دوره به ظهور رسید، ترکیبی از مکتب های جلایریان و مظفریان در هنر مینیاتور بود که به نظر می رسید عنصرها و جزئیات آن سنت های آسیای میانه را به تصویر می کشیدند.

در طی سه و نیم سده پس از آن دوره، فقط برخی سبک های منفرد بودند که یا به سبک های پیشین اضافه شدند یا با آنها در آمیختند. هرات به مدت یک و نیم سده بعد پایتختی بود که مکتب هرات در مینیاتور از آن سر برآورد. همه خوشنویسان، طلاکوبان، مینیاتوریست ها و نسخه پردازان دربار بایسنقر به هرات انتقال یافتند. آنها برخی از تحسین برانگیز ترین نسخه های خطی و تصویری در تاریخ نقاشی های شرقی را آفریدند. آن مینیاتورها در تعادل مطلق مقياس، ترکیب و انتخاب رنگ خلق شدند.

هنر مینیاتور ایرانی: شاهنامه بایسنقری در مکتب هرات

شاهنامه بایسنقری شاهکار منحصر به فرد و بی نظیر در تاریخ هنر مینیاتور در ایران است که در طی همان دوره پدید آمد. به شکرانه هنرپروری های شاهرخ، پادشاه تیموری، و پسرانش که حامیان هنر مینیاتور بودند، این هنر در هرات، شیراز، بغداد، تبریز، سمرقند و منطقه های بسیار دیگری نشو و نما کرد.

سبک دربار تیموری شالوده استواری برای ۱۵۰ سال پس از خود بنا نهاد که نه تنها توسط هنرمندان ترکمن ایرانی بلکه به وسیله هنرمندان صفوی و عثمانی نیز مورد استفاده قرار گرفت. در حدود اواخر دوره تیموری هنگامی که سلطان حسین هرات را به چنگال آورد، دستور داد که نسخه تصویری جدیدی از “ظفرنامه” به نگارش و تصویر در آید. اکثر مینیاتورهای آن نسخه خطی توسط مینیاتوریست ایرانی و مشهور در تمامی دوره ها، کمال الدین بهزاد ، نقاشی شدند. او و هنرمندان معاصرش توانستند اسلوب کلاسیک تیموریان را به پالایش و کمال برسانند.

بهزاد برای آفرینش بهترین کارهای هنری خویش از مکتب کلاسیک هرات پیروی می نمود. بعدها بخارا هرات را به عنوان نخستین سرمشق خود قرار داد و نسخه هایی از دست نوشته های تصویری پیشین پدید آورد. مکتب بخارا به عنوان یک مکتب مبتکرانه جدید شکوفا نکردید، اما مینیاتوریست های حرفه ای بودند که دنیایی از رنگ ها آفریدند و صحنه های شگفت انگیزی را به تصویر در آوردند. در طی آن مدت، قزوین، اصفهان، شیراز و تبریز همچنان مرکزهایی برای هنرنمایی مینیاتوریست ها بودند.

نقاشی های دوره صفویه

هنر مینیاتور ایرانی: شاهنامه طهماسبی
شاهنامه طهماسبی

شاه اسماعیل، بنیانگذار سلسله صفویه، بهزاد را به سمت ریاست کتابخانه سلطنتی در تبریز برگمارد. در طی دوران حکومت پادشاه بعدی، اثرهای هنری بسیاری خلق شدند. نسخه بهت انگیزی از شاهنامه با ۲۵۰ مینیاتور بزرگ تحت عنوان شاهنامه طهماسبی به تصویر در آمد، بعدها طهماسب با پیشه کردن زندگی زاهدانه دست از هنرپروری شست. مینیاتوریست های بسیاری به دیگر کشورها مهاجرت نمودند، به ویژه به هندوستان. مشهد و قزوین مبدل به مرکزهای جدید حامی مینیاتور شدند. شاه اسماعیل دوم اندکی بیش از طهماسب به حمایت از مینیاتور برخاست. نسخه ای از شاهنامه در طی دوره حکمرانی وی خلق شده که حاوی ۵۰ مینیاتور به پیروی از سبک دربار او بود.

بنا به یافته های تاریخی، تحولات موجود در تاریخ هنر مینیاتور تا زمان به قدرت رسیدن شاه عباس اول در همان جایگاه خود باقی ماند تا این که به دستور او بسیاری از مینیاتورها، نقاشی های دیواری و غیره و بسیاری از کارهای پیشین مرمت شدند. مینیاتورهایی نیز زینت بخش چندین کاخ صفوی در پایتخت، اصفهان، شدند. به طور کلی ، مردم نیز پول بیشتری صرف خرید کارهای هنری می کردند. هرچند که احتمالا متمول تر از پیش هم نشده بودند.

سرانجام، این امر منتج به نخستین رابطه مستحکم بین متن و تصویرها در نقاشی کلاسیک ایرانی گردید. خراسان دومین مرکز مهم مینیاتور های با کیفیت مرغوب گردید که آنها را در لابه لای صفحه های نسخه های خطی تصویر می کردند. مینیاتور های کاخ های صفوی در قزوین و اصفهان، به طور کلی، الهام گرفته از سبک شخصی معروف ترین هنرمند آن دوره، رضا عباسی، بودند.

در طی مدت زمانی که او قلم به دست می گرفت، امضاء کردن کارهای هنری مرسوم گشت. پادشاه وقت به تاثیر هنر هندی و اروپایی در هنر ایرانی خوشامد گفت و این امر موجب گشت تا ذائقه هنری او در سفارش کارهای جدید متفاوت شود. بحث های فراوانی بر سر این موضوع وجود دارد که آیا هنر هنرمندان ایرانی تحت این چنین تاثیری متکامل گردید یا خیر.

تاریخ تحول هنر مینیاتور ایرانی در دوره صفویه به پایان رسید و چرخ تکامل مینیاتور ایرانی از حرکت باز ایستاد. سبک های غربی شروع به نشو و نما کردند و نقاشی ایرانی وارد دوران جدیدی شد. مینیاتور ایرانی همچنان کشیده می شود، اما محبوبیت خود را به عنوان تنها اسلوب نقاشی ایرانی از دست داده است.

در سال 2020، یونسکو این هنر ایرانی و مهارت های خلق آثار آن را در زمره میراث فرهنگی ناملموس ایران به ثبت جهانی رساند. کشورهای آذربایجان، ترکیه و ازبکستان نیز همزمان با ایران در مستند سازی این هنر و ثبت جهانی آن نقش داشته اند. بنابراین، این هنر به نام کشورهای مزبور ثبت جهانی شده است.

رحمان محرابی

رحمان محرابی بنیانگذار و پژوهشگر اصلی وب سایت "دستی بر ایران" است. او با بیش از 20 سال سابقه در زمینه گردشگری و ایرانگردی، دانسته ها و تجربیاتش را در این وب سایت در اختیار علاقمندان می گذارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا